فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦٧ - واژه چهارم «ولايت»
براى توضيح وجه دلالت، ابتدا به دلالت واژه «مولا» در آيه فوق بر معناى حاكم و فرمانروا مىپردازيم و سپس به دلالت آيه بر حصر اين مولويت در ذات حقتعالى اشاره مىكنيم:
مطلب اول: واژه «مولا» در اين آيه، به قرائن و شواهد ذيل بر مولاى در اطاعت و فرمانروايى دلالت دارد، نه مولى به معانى ديگر.
قرينه اول: وصف مولا به «حق» دليل بر آن است كه مولا به معناى مولاى در اطاعت و حكم و فرمان است؛ زيرا ساير معانى مولا مربوط به شئون تكوينى است؛ نظير: «مُنعم» يا «نصير» يا «مُحب» و امثال آنها؛ در حالى كه وصف «حق»، ظاهر در شأن تشريعى است كه حق و باطل دارد. لهذا وصف «مولا» به صفت «حق»، واژه مولا را ظاهر در مولويت تشريعى كه همان مولويت در امر و فرمان است، مىكند.
قرينه دوم: جمله بعد از جمله «مَوْلاهُمُ الْحَقِ» است؛ يعنى جمله «لَهُ الْحُكْمُ» كه خود صراحت در حصر حكومت در ذات اقدس حق دارد و قرينه روشنى است بر اينكه واژه مولا درجمله «مَوْلاهُمُ الْحَقِ» به معناى مولويّت ملك و فرمان و حكم است.
قرينه سوم: عبارت (وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ)[١] «و اوست كه بر بندگان خويش تسلط و برترى دارد» در آيه قبل است؛ زيرا وصف «قاهريت» خداوند با مولويت به معناى مُلك و فرمانروايى و حكومت سازگار است و با ساير معانى «مولا» سازگار نيست.
قرينه چهارم: به طور كلّى سياق مجموعه آيات پيش و پس اين آيه بر وصف ذات بارىتعالى به اوصافى نظير: قدرت و حكم و قاهريت و حصر آنها در ذات مقدس حق (جل اسمه)، دلالت روشنى بر اراده معناى مولويّت مُلك و حكومت از واژه «مولى» در آيه مورد بحث است.
[١] . سوره انعام: ٦١.