فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١١٣ - ٢ جهان بينى سياسى ماترياليسم ليبرال
«علم و حتى مكتبهاى ما به ما مىآموزند كه ديگر متكى بر اين گونه خيالات و تصوراتى كه خداوند روزى ما را مىرساند و زندگى را تأمين مىكند، نبايد بود، بلكه بايد به كوشش خود اميدوار بوده تا اينكه دنيايى مناسب زندگى بسازيم و به آن نوع دنيايى كه كليسا در تمام قرون گذشته براى ما ساخته است، پشت پا بزنيم»[١].
متأسفانه دنيايى كه ماترياليسم ليبرال نيز براى بشر ساخت، بهتر از دنيايى كه كليسا در قرون گذشته ساخت، نبوده و نيست. اگر در دنياى ساخت كليسا به گفته راسل:
«هر پيشرفتى در احساسات و عواطف بشرى، هر ترقىاى در قوانين جزايى يا هر تخفيفى نسبت به نوكر صفتى بشر، هر توسعه اخلاقى در دنيا از طرف كليساهاى متشكل جهان، مورد مخالفت شديد واقع شده است»[٢].
در دنياى كنونى ساخت ماترياليسم ليبرال نيز دقيقاً هر جنگى كه در هر گوشهاى از جهان رخ داده است- نمونه آن جنگهاى اخير خاورميانه: جنگهاى اول و دوم خليج فارس، حمله به عراق و افغانستان و سپس ليبى توسط آمريكا و قواى نظامى ناتو- و هر فساد اخلاقى كه اتفاق افتاده- ترويج بىبندوبارى، متلاشىشدن بنياد خانواده، ضعف بنيادهاى اخلاقى جامعه، رواج مواد مخدر و فساد اخلاق در ميان جوانان و انتشار فيلمها و سريالها و نرمافزارهاى ضد اخلاق- و هر جا از ستمگران و مستبدّان و خونآشامان معروفى؛ نظير شاه مخلوع ايران و صدام حسين و قذافى و شاه بحرين و ... پشتيبانى و حمايت بىدريغ شده است و هرگاه از رژيمهاى خونآشام و ضد بشرى؛ نظير رژيم صهيونستى و رژيم مبارك در مصر و رژيم بن على در تونس و رژيم على
[١] . برتراند راسل، چرا مسيحى نيستم، ص ٣٨.
[٢] . همان، ص ٣٦.