فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨٢ - جهانبينى سياسى مبتنى بر اعتقاد به خداى فعال
به اطاعت امر اوست، جهانبينى الهى، كه مبتنى بر اعتقاد به وجود خداى آفريننده بخشنده نعمت است- بر اساس دو قضيّه فوقالذكر كه از روشنترين مدركات عقل عملى است- اين مطلب را نتيجه مىدهد:
«به مقتضاى وجوب عقلى دفع ضرر متحمل و نيز به مقتضاى وجوب شكر منعم، عقل حكم مىكند حاكميّت خداوند را بپذيريم و كارى كه موجب خشم او شود، انجام ندهيم» كه به معناى وجوب تسليمشدن در برابر حكومت خدا و رام بودن در برابر اراده سياسى اوست؛ بنابراين، عقل عملى، آدمى را در برابر خداى متعال مسئول مىبيند و در ازاى تخلف و سرپيچى از اين مسئوليت، او را شايسته كيفر و تنبيه مىداند.
از نظر منطقى، براى اثبات مسئوليت انسان در برابر خدا، به چيزى بيش از امكان عقلى وجود خداى آفريننده آمر و ناهى يا به تعبيرى ديگر: خداى حاكم، نياز نيست و پرواضح است كه امكان وجود خداى آفريننده حكيم حاكم، يك بديهى عقلى بىنياز به استدلال و اثبات است.
قضيه سومى از قضاياى عقل عملى وجود دارد كه بهطور مستقيم، رابطه سياسى انسان را با خدا معين مىكند. اين قضيه، عبارت از «حق اطاعت خداوند» است. حق اطاعت، بدين معناست كه آفرينندگى، منشأ پيدايش دو حق و دو مسئوليت متقابل ميان آفريننده و آفريده است:
١. حق و مسئوليت نخست، حق خدا (آفريننده) در اطاعت اوامر او از سوى آفريدگان و مسئوليت آفريدگان در برابر خواستهها و اوامر اوست؛ زيرا بنا به حكم عقل، خروج از دايره خواستهها و اوامر خداوند آفريدگار، تمرّدى نكوهيده و شايسته تقبيح، سرزنش و نيز كيفر و تنبيه است.
٢. حق و مسئوليت مخلوقات يا آفريدگان مختار و مريدى است كه با توجه به برخوردارى از نيروى عقل از يكسو و نيروى شهوت و غضب از سوى ديگر و