فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٩٢ - ١ جهانبينى سياسى ماترياليسم ديالكتيك
طبقه زحمتكش طرفدار ابزار توليد جديد و روابط اقتصادى جديد برخاسته از آن است؛
٥. پديده دولت، نتيجه جنگ طبقاتى است و ابزارى جهت حفظ منافع طبقه برخوردار و ثروتمند عليه طبقه زحمتكش است؛ به همين سبب در جامعه سرمايهدارى، جنگ بين طبقه كارگر و طبقه سرمايهدار منجر به انهدام قدرت حاكم طرفدار طبقه سرمايهدار و تشكيل ديكتاتورى پرولتاريا خواهد شد كه در اين مرحله، طبقه سرمايهدار در حاكميّت و دولت نمىتواند سهيم باشد؛ لهذا حكومت در دوره سوسياليستى، ميان حزب كارگران به شيوه دموكراسى و نسبت به طبقه سرمايهدار به شيوه ديكتاتورى عمل خواهد كرد تا آنگاه كه ريشه طبقه سرمايهدارى بخُشكد و جامعه بىطبقه كارگرى و مولد پديد آيد. در اين مرحله كه مرحله كمونيسم نهايى است، بساط دولت و حكومت برچيده مىشود؛ زيرا در اين مرحله از رشد جامعه بشر، مالكيتى وجود ندارد تا نيازى به دولت باشد تا از آن مالكيت در برابر طبقه ندار نگهبانى و حمايت و حراست نمايد.
بند اول از بندهاى فوق، جهانبينى عمومى ماترياليستى (مادّى) ماركسيسم را بازگو مىكند و بند دوم، روش ديالكتيكى ماترياليسم ديالكتيك را؛ و بندهاى سوم و چهارم و پنجم، به ماترياليسم تاريخى يا تفسير تاريخ بر مبناى نظريه ماترياليسم ديالكتيك اشاره مىكند؛ بنابراين، جهانبينى سياسى ماركسيسم، از سه بخش تشكيل شده است:
١. جهان بينى عمومى مادى؛
٢. منطق يا روش ديالكتيك؛
٣. ماترياليسم تاريخى.
جهانبينى عمومى مادى و نيز روش يا منطق ديالكتيك و همچنين ماترياليسم تاريخى توسّط انديشمندان و فلاسفه معاصر مورد نقد و ردّ مفصّل قرار گرفته و