فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٥ - واژه چهارم «ولايت»
آيه سوم:
(قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً)[١].
بگو: «چه كسى مىتواند شما را از اراده خدا نگه دارد اگر او بدى يا رحمتى را براى شما اراده كند؟!» و آنها جز خدا هيچ سرپرست و ياورى براى خود نخواهند يافت.
در اين آيه نيز افزون بر تكرّر نفى بين «ولى» و «نصير» كه صريح در تعدّد معناست، صدر آيه قرينه بر اين است كه مراد از «ولى» همان صاحب اختيار و مالك امر تدبير و تصرّف در خلق است.
موارد استعمالات قرآنى فراوان ديگرى بر تعدّد معناى «ولى» و «نصير» دلالت دارد، البته اين تعدّد معنا با ناصربودن ضمنى «ولى» منافات ندارد؛ زيرا ولى به معناى سلطان و صاحب اختيار و مَلِك، به كار نصرت و يارى نيز مىپردازد.
ابن منظور در بيان وحدت معناى «ولى» و «مولى» مىگويد:
«و الوليّ و المولى واحد في كلام العرب»[٢].
ولى و مولى در كلام عرب به يك معناست.
فيروزآبادى در قاموس مىگويد:
«الوَلْى: القُرْبُ و الدُّنُوُّ ...
[١] . سوره احزاب: ١٧.
[٢] . ابن منظور، لسان العرب، ج ١٥، ص ٤٠٨.