فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٧ - الف) مُلك
ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و پادشاهى عظيمى در اختيار آنها قرار داديم.
(وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ)[١].
و «داوود» (نوجوان شجاعى كه در لشكر «طالوت» بود)، «جالوت» را كشت؛ و خداوند، پادشاهى و حكمت را به او بخشيد.
(كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ)[٢].
مردم (در آغاز) امت واحدى بودند؛ (به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافاتى پيدا شد؛ در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت؛ تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى را، كه به سوى حق دعوت مىكرد، با آنها نازل نمود؛ تا در ميان مردم، درباره آنچه اختلاف داشتند، داورى كنند.
(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)[٣].
ما پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب آسمانى و ميزان (قوه عدل و معيار سنجش حق از باطل) نازل كرديم تا مردم قيام بهعدالت كنند.
[١] . سوره بقره: ٢٥١.
[٢] . همان: ٢١٣.
[٣] . سوره حديد: ٢٥.