فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦١ - واژه چهارم «ولايت»
قرينه چهارم: آيه بعد از اين آيه است كه مىفرمايد:
(الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ).
كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مىكنند؛ و آنها كه كافرند، در راه طاغوت پيكار مىكنند.
با توجه به اينكه در گذشته درباره معناى طاغوت و كاربرى آن در قرآن و روايات توضيح داديم و معلوم شد كه طاغوت به معناى حاكم و سلطان بغير اذن من الله است، بنابراين به قرينه مقابله، مقصود از «سَبِيلِ الله» در اين آيه كه هدف قتال مؤمنين معرفى شده است، حكومت و فرمانروايى خدا و منصوبان از سوى اوست. بر همين اساس، اين آيه قرينه روشن ديگرى است كه «ولى» در آيه قبل به معناى فرمانرواى الهى است؛ زيرا قتال در آن آيه در سبيل مستضعفينى معرفى شده است كه خواسته آنها جعل ولى از سوى خداست.
قرينه پنجم: سياق آيه است كه پيش و پس از آن، آياتى است كه درباره وجوب اطاعت از حاكمان الهى آمده است؛ نظير آيات پنجاه و نه تا هفتاد و نيز آيات هشتاد تا هشتاد و چهار كه همگى قرينه سياق روشنى بر اراده حاكم و فرمانرواى الهى از واژه ولى در آيه مورد بحث است.
جهت دوم: آيه مورد بحث به روشنى دلالت بر حصر حاكميت در خداى متعال دارد؛ زيرا آيه كريمه صراحت دارد در اينكه مستضعفان نياز خود را مبنى بر «جعل ولى»، يعنى جعل فرمانروا و تعيين حاكم و رهبر سياسى به خدا عرضه كردهاند و از او خواستهاند، بهويژه با توجه به كلمه «مِن لَّدُنكَ» كه صريح در اين معناست كه اين ولى بايد ولى منتسب به خداوند و از سوى او باشد، اين خود دليل بر اين است كه جعل