فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢١ - واژه هفتم «اختيار»
در اين آيه از يكسو به حصر الوهيت در خداوند (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ) و از سوى ديگر، به حصر حاكميت در ذات اقدس او (وَ لَهُ الْحُكْمُ) اشاره شده است.
مطلب دوم: نفى حق گزينش از مردم در برابر خداوند متعال: (ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ). و از ذيل آيه (سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ) استفاده ميشود كه ادعاى حقّ گزينش در برابر گزينش خداوند، شرك بهشمار ميآيد و خداوند متعال منزّه از داشتن انباز و برتر از آن است كه شريكى داشته باشد.
در گذشته آنجا كه ادلّه عقلى حصر حاكميت در ذات اقدس حقتعالى را بررسى كرديم روشن شد كه حق حاكميّت از لوازم ذاتى خداوندى خداست و هر نوع ادّعاى حقّ حاكميّت به معناى ادّعاى خداوندى است. در اين آيه به همين حقيقت اشاره شده و داشتن حق گزينش كه به معناى حق تعيين سرنوشت انسان و حاكميت بر رفتار اختيارى اوست، حق انحصارى خداوند دانسته شده است.
در آينده توضيح خواهيم داد كه حصر حاكميت و حق انتخاب و گزينش در ذات اقدس حقتعالى لزوم تشريع قانون به وسيله خدا از يكسو، و لزوم تعيين و نصب حاكم مجرى قانون از سوى خدا را از سوى ديگر نتيجه ميدهد؛ زيرا هرگونه دخالتى در اين دو مورد از سوى غير خداوند به معناى دخالت در خداوندى خداوند و در جايگاه شريك و انباز خدا قرارگرفتن است.
مطلب سوم: همان است كه در بخش پسين مطلب گذشته گفتيم كه خداوند متعال در ذيل آيه مورد بحث[١] دخالت غير خدا را در امر حاكميت جامعه بشر خواه در زمينه تقنين و تشريع و خواه در زمينه اعمال قانون و اجراى عدالت، دخالت در خداوندى خدا ميداند و لهذا پس از تأكيد بر ثبوت انحصارى حقّ گزينش براى خداوند (وَ رَبُّكَ
[١] . سوره قصص: ٦٨.