فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٧٩ - دسته سوم
(أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا)[١].
آيا ديدهاى آن را كه هواى خود را معبود خود قرار داده است؟ آيا تو مىتوانى عهدهدار دفاع و حمايت از او باشى؟
در هر صورت، اين مجموعه آيات و آيات ديگر آشكارا دلالت بر اين حقيقت دارند كه ميان پيروى از هواى نفس و پيروى از خدا و رسول، تلازم عكسى وجود دارد؛ بهگونهاى كه اطاعت از خدا و رسول با نفى تبعيت از هواى نفس و تبعيت از هواى نفس با نفى اطاعت از خدا و رسول تلازم دارد.
از اين تلازم، اين مطلب نتيجه گرفته ميشود كه در برابر بشر بيش از دو راه وجود ندارد:
يا آنكه در زندگى خود از اوامر خدا و رسول پيروى كند و حاكميّت و قانون و فرمانروايى خدا و رسول را بپذيرد، يا آنكه راه هواى نفس را در پيش گيرد و با پيروى از هواى نفس قدم در بيراهه و گمراهى گذاشته و زندگى و هستى خود را تباه نموده و شقاوتمندى سرنوشت خود را رقم زند.
مطلب دوم: تبعيّت و پيروى از لوازم لاينفك پذيرش حاكميت است، بلكه اساساً پذيرش حاكميّت هر حاكمى معنايى جز پيروى و تبعيّت از او ندارد؛ زيرا پيروى و تبعيت به معناى گردننهادن به امر و فرمان متبوع است و پذيرش حاكميّت هر حاكمى به معناى گردننهادن به امر و فرمان اوست.
مؤيد اين مطلب، آيات شريفه سوره يونس است. آنجا كه خداى متعال در راستاى نقل داستان موسى (ع) و فرعون ميفرمايد:
[١] . سوره فرقان: ٤٣.