فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٩٤ - پايه يكم جهانبينى عمومى مادّى (ماترياليسم)
شهيد مطهرى وكتاب آفريدگار جهان علامه مكارم شيرازى و فلسفتنا و نيز روش منطقى استقراء علامه شهيد صدر و آموزش فلسفه و اصول عقايد علامه مصباح يزدى و ديگر مدوّنات كلامى و فلسفى انديشمندان بزرگ معاصر مىتوان مشروح استدلالات را در اين زمينه ملاحظه نمود.
در اينجا بهطور مختصر و گذرا به برخى از سرفصلهاى استدلال بر نفى جهانبينى مادّى و اثبات جهانبينى الهى معتقد به آفريدگار يكتا و حكيم و توانا اشاره مىكنيم:
١. مساوىبودن هستى با ماده، مغالطه روشنى است؛ زيرا در عالم امكان، گزاره «ماده هست» به همان اندازه ممكن است كه گزاره «غير ماده هست»؛ زيرا در هر دو گزاره، «ضرورت عدم»، منتفى است. و در عالم وقوع، اثبات مادّه، متوقف بر ادراك خواص ماده است كه از دو جهت با اثبات وجود غير مادّى تلازم دارد:
الف) ادراك، خود حقيقتى غير مادى است؛ زيرا داراى صفات ماده نيست؛
ب) ادراك خواص ماده نمىتواند وجود ماده را اثبات كند، مگر به همان دلايلى كه ادراك آثار وجود آفريدگار حكيم و توانا، وجود او را اثبات مىكند.
٢. امكان ذاتى، وجود شئ را توجيه نمىكند؛ يعنى براى وجود ماده يا هر شئ ممكن، كافى نيست. وجود شئ تنها در صورتى توجيهپذير است كه ضرورت پيدا كند و ضرورت، تنها از مبدأ ضرورى يا واجب بالذات نشأت مىگيرد و ماده نمىتواند واجب بالذات باشد؛ زيرا واجب بالذات:
اولًا: قابل عروض حوادث و تغيير نيست؛ درحالىكه تغيير و حادثهپذيرى، از لوازم ماده است؛
ثانياً: نهايتپذير و حدپذير نيست؛ زيرا عروض حد و نهايت، به معناى عروض عدم است و عروض عدم، بر واجب بالذات ممتنع است؛ درحالىكه حد و نهايت، از لوازم وجود ماده است.