فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٨٥ - قسمت اول
(إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ)[١].
و همانا ستمكاران برخى پيوسته به برخى ديگرند و خداوند فرمانرواى پرهيزگاران است.
بنابراين، در آيات فوقالذكر، جواز تبعيت تنها به امر و فرمانى اختصاص داده شده است كه از سوى خدا بر رسول خدا فرو فرستاده شده و با دلالت بر انحصار ولايت متقين در ذات اقدس حقتعالى: (وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ) بر اين حقيقت تأكيد شده كه جز خدا كسى شايستگى امر و نهى و فرمان ندارد و لذا متقيان و پرهيزگاران جز از ولايت خداوند پيروى نمىكنند و جز به فرمان او گردن نمىنهند.
واژه ششم: «اطاعت»
آيات قرآنى مربوط به وجوب اطاعت خداوند و حصر جواز اطاعت در ذات اقدس حقتعالى فراوانند و مضامين وارده در اين آيات نيز متنوع و متعدّد است، براى بررسى اين آيات و دلالت آنها بر مسئله انحصار حاكميت و فرمانروايى در ذات اقدس حقتعالى، بحث درباره اين آيات را در دو قسمت به پايان مىبريم.
قسمت اول
اشارهاى به برخى مقدمات بحث كه لازم است مورد توجه قرار گيرد:
مقدمه اول: اوامر مربوط به وجوب اطاعت از خدا ارشاد به حكم عقل است كه حكم به وجوب اطاعت خدا مىكند. براهين عقلى دال بر وجوب اطاعت از خداوند و حصر جواز اطاعت بالذات در ذات اقدس خداوند را در گذشته مشروحاً بيان كرديم.
[١] . همان: ١٩.