فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٦ - پايه سوم ماترياليسم تاريخى
عمدهترين استناد ماركس و انگلس در تحليلهاى اجتماعى و تاريخى خود، گزارشهاى برخى جامعهشناسان و باستانشناسان، نظير مورگان[١] بوده است كه نهتنها عموميت نداشته و مخصوص برخى قبايل جنوب آمريكا يا آفريقا بوده است، بههيچوجه بازگوكننده وضعيت جوامع قديم نيست. منابع تاريخى معتبر، شرايط جوامع بشرى گذشته را بسيار متفاوت با آنچه ماترياليسم تاريخى ماركس و انگلس توصيف ميكند، تعريف و توصيف كردهاند.
٢. فرضيه تقسيم طبقاتى جوامع براساس نوع روابط اقتصادى مبتنى بر مالكيت ابزار توليد و عدم مالكيت آن، تخيلى بيش نيست. در جوامع گوناگون بشرى دستهبنديهاى گوناگونى بوده و هست. اين دستهبنديها گاه براساس گرايشهاى فكرى و اعتقادى، گاه براساس منافع اقتصادى، گاه براساس منافع و گرايشهاى سياسى، گاه براساس تفاوتهاى قومى و قبيلهاى و گاه براساس ديگر شكل مىگرفته است. اگر بهدقت به تاريخ بشر بنگريم، عمدهترين دستهبنديها را براساس اعتقادى و نيز رقابت سياسى مييابيم؛ بدون اينكه منافع اقتصادى نقش اساسى و محورى در اين دستهبنديها داشته باشد؛ بلكه در اغلب جبههگيريها و دستهبندىها طبقات مرفّه و زيردستان آنها در يك جبهه قرار گرفتهاند؛ جبههگيرى حاكمان ستمگر و مرفهين طرفدار آنها به همراه زيردستان پيرو آنان عليه پيامبران الهى در طول تاريخ كه در قرآنكريم، فراوان به آن اشاره شده است، نمونهاى از اين نوع دستهبندى است[٢].
[١] ١ .Morgan .
[٢] . سوره غافر: وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيباً مِنَ النَّارِ( ٤٧) قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيها إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ( ٤٨)( به خاطر بياور) هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم به گفتگو و ستيز مىپردازند؛ ضعيفان به مستكبران مىگويند:« ما پيرو شما بوديم، آيا شما( امروز) سهمى از آتش را به جاى ما پذيرا مىشويد؟!\* مستكبران مىگويند:« ما همگى در آن هستيم؛ زيرا خداوند در ميان بندگانش( به عدالت) حكمكرده است». و سوره سبأ: وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ٣١ قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ ٣٢ وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ ٣٣. كافران گفتند:« ما هرگز به اين قرآن و كتابهاى ديگرى كه پيش از آن بوده ايمان نخواهيم آورد» اگر ببينى هنگامى كه اين ستمكاران در پيشگاه پروردگارشان( براى حساب و مجازات) نگه داشته شدهاند درحالىكه هر كدام گناه خود را به گردن ديگرى مىاندازد( از كار آنها تعجب مىكنى)! مستضعفان به مستكبران مىگويند:« اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم\*( امّا) مستكبران به مستضعفان مىگويند:« آيا ما شما را از هدايت بازداشتيم بعد از آنكه به سراغ شما آمد( و آن را به خوبى دريافتيد)؟! بلكه شما خود مجرم بوديد»\* و مستضعفان به مستكبران مىگويند:« مكر و نيرنگ شما در شب و روز( مايه گمراهى ما شد)، هنگامى كه به ما دستور مىداديد كه به خداوند كافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم» و آنان هنگامى كه عذاب( الهى) را مىبينند پشيمانى خود را پنهان مىكنند( تا بيشتر رسوا نشوند). و ما غل و زنجيرها در گردن كافران مىنهيم؛ آيا جز آنچه عمل مىكردند به آنها جزا داده مىشود؟!