فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩٢ - دسته اول روايات واژه «مُلك» و مشتقات آن
١٠. مسلم به سندش از عبدالله بن عمر روايت ميكند:
قال: قال رسول الله (ص) «يطوي الله عزّوجل السماوات يوم القيامة ثم يأخذهنّ بيده اليمنى. ثم يقول: أنا الملك أين الجبارون المتكبّرون، ثم يطوي الأرضين بشماله. ثم يقول: انا الملك أين الجبارون؟ أين المتكبرّون؟»[١].
رسول خدا (ص) فرمود: «خداى تبارك و تعالى آسمانها را در هم مىپيچد و در دست قدرت خود قرار مىدهد و سپس مىگويد: پادشاه منم، كجايند جباران متكبر؟ سپس زمينها را در دست قدرت ديگر خود قرار داده و سپس مىگويد: پادشاه منم كجايند جباران، كجايند متكبران؟»
روشن است كه مقصود از يمين و شمال خداوند در روايت اخير كنايه از تجلّى فعل مقتدرانه خداوند است و اينكه خطاب الهى «انا الملك» در هر دو روايت به معناى حصر سلطنت و ملك حق در ذات اقدس خداوند است و نسبت مُلك به ملوك ارض، حكايت ادّعاى مُلك باطل به وسيله آنان است و اينكه مقصود از خطاب «انا الملك، اين ملوك الارض؟ اين الجبّارون؟ اين المتكبرون؟» اعلام انحصار مُلك و سلطنت مشروع و حق، در ذات بارىتعالى است و اينكه سلطنت و ملك سلاطين و ملوك جبّار و متكبّرى كه به ناحق و بدون اذن خداوند ادّعاى سلطنت و مُلك بر زمين كردهاند، سلطنت و مُلكى زائل و ناحق و باطل است.
١١. بخارى نيز در كتاب خود از رسول خدا (ص) روايت ميكند:
«لا ملك الّا لله»[٢]
هيچ پادشاهى و سلطنتى جز از آنِ خدا وجود ندارد.
[١] . همان.
[٢] . صحيح البخارى، ج ٧، كتاب الأدب، ص ١١٥.