فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٧١ - برهان هشتم
نتيجه اين مقدمات چهارگانه چنين است: هيچ چيز به جز خداى متعال حقّ حاكميّت بر جهان و انسان را ندارد؛ زيرا حاكميّت، مستلزم حقّ كيفر و حقّ كيفر، متوقف بر حقّ ولايت و ولايت، نيازمند سبب و دليل است و تنها خداى متعال است كه دليل منطقى بر ولايت او بر جهان و انسان قائم است. سادهترين دليل منطقى ولايت خدا بر ساير اشياء، آفرينندگى اوست؛ زيرا هر آفرينندهاى از نظر عقلاء، مالك آفريده خود و صاحب اختيار آن و داراى ولايت بر آن است.
اين برهان را مىتوان با بيانى ديگر بهگونهاى مختصرتر و مبتنى بر سه مقدمه بيان كرد:
مقدّمه اول: حاكميّت، متوقف بر ولايت است.
مقدّمه دوم: ولايت، متوقف بر سبب و دليل است.
مقدّمه سوم: سبب و دليل ولايت بر همه ممكنات (جهان و آنچه در آن است، از جمله انسان) تنها براى ذات حقتعالى ثابت است؛ زيرا او تنها آفريننده اشياء است و آفريننده هر شيء، مالك اوست (به حكم عقلاء) و مالك از حقّ تصرف و ولايت بر مملوك خويش برخوردار است.
برهان هشتم
اين برهان نيز چند مقدمه دارد:
مقدّمه اول: حقّ حاكميّت، متقوم به حق اطاعت است. مقصود اين است كه حاكميّت، بدون حق اطاعت بىمعناست. هر جا حقّ حاكميّت وجود دارد، به معناى آن است كه حاكم حق دارد به محكوم خود فرمان دهد و نيز اين حق را بر محكوم دارد كه از فرمانش سرپيچى نكند و به فرمانش تن دهد و دستورش را اطاعت كند.