فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨٧ - مبحث دوم انواع جهانبينى سياسى
پيامبر يعنى اهلبيت پيامبر كه اوصياى آن حضرت بوده اند و جانشينان آنان- همگى غاصبان عنوان خلافت، و سارقانى بودهاند كه افزون بر سرقت اموال و حقوق عامه مردم و ظلم و جور مستبدانهاى كه در حق مردم روا داشتند، نامگذارى خويش به عنوان خليفه پيامبر و ادعاى برخوردارى از حقّ الهى در حكومت و سياست، خود به عنوان مجرمانهترين دروغ و افتراء نسبت به خدا و پيامبر، بزرگترين سرقت و غصب در تاريخ بشر بوده است.
در هر صورت اينكه در تاريخ اديان، عدهاى از جنايتكاران با ممانعت از اجراى صحيح حقّ الهى در حاكميت و سياست و با سرقت عنوان حقّ الهى، جنايات بىشمارى به بشريت كردهاند، گردى بر دامن اصل نظريه حقّ الهى نمىنشاند. همانگونه كه ادعاى تقوا و فضيلت و نيكوكارى و پارسايى توسّط دروغگويان و رياكاران بسيارى، كه بدترين فجايع را در تاريخ بشر مرتكب شدهاند، گردى بر دامن تقوا و فضيلت و نيكوكارى و پارسايى ننشانده است. تقوا و فضيلت و پارسايى و عدالت، ارزشهاى والايى هستند كه همواره مطلوب و محبوب انسانهاى حقطلب و ارزشمدار بوده و هست و ادّعاى دروغين پارسايى و زهد و عدل و فضيلت به وسيله مشتى رياكار و عوامفريب و شيّاد، از ارزش والاى اين خصلتهاى نيكو نميكاهد. داستان حقّ الهى در حاكميت و رهبرى نيز از اين قبيل است. ادّعاى دروغين حقّ الهى در حكومت به وسيله حاكمان ظالم و دروغگو و رياكار، از ارزش و استوارى اصل حق الهى در حكومت نمىكاهد و تحميل جنايت جنايتكاران دروغگوى مدّعى حقّ الهى، بر نظريه حقّ الهى، آنچنان كه عقل و نيز شرع مقدّس مقرر نموده است، تحميلى ناروا و ستمى آشكار است. فاجعه غصب اين جايگاه توسّط جنايتكاران ستمگر، جنايتى مضاعف است و نبايد به پاى حقيقت حقّ الهى و ارزشهاى والا و عقلانى نهفته در اين حقّ سرنوشتساز و بنيادين گذاشته شود.