فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١١٢ - ٢ جهان بينى سياسى ماترياليسم ليبرال
«برجستهترين فيلسوف سياسى قرن ١٨، نه تنها در فرانسه، بلكه در تمام جهان، اول روسو و بعد مونتسكيو است ...
فلسفه سياسى فرانسه در قرن ١٨ تا قبل از انقلاب، از فلسفه لاك ريشه مىگيرد ... انتقاد به سلطنت مطلقه (در فرانسه) احتياج فورى به وجود يك فلسفه سياسى پيدا كرد كه انتقادات، متكى بدان فلسفه گردد و وسيله اثبات عقايد منتقدين باشد و چون فلسفه سياسى انگليس، فلسفه سياسى حاضر و موجود و در دسترس و هم مناسب انتقاد به سلطنت بود، همان فلسفه را برگزيدند و آن فلسفه، پايه و مبناى بحث در فلسفه سياسى فرانسه و نموّ آن قرار گرفت ... با توقف سهساله ولتر در انگليس و چندى توقف مونتسيكو در آن كشور- پنجسال پس از ولتر- فلسفه لاك مبناى بيدارى فرانسه گرديد و تمجيد و تحسين از حكومت انگليس آن روز كليد آزادى فرانسه از تحت رقيّت سلطنت مستبدّه محسوب شد.
جوهر افكار و عقايد مأخوذه دو فيلسوف مزبور از فلسفه لاك بهطريقى كه به فرانسه انتقال يافت، به شرح زير و براساس اصول زير بود؛ گفتند:
«حقوق طبيعت با قانون عقل يكى است و تنها قانون شايسته حيات است، بدون آنكه محتاج باشد به افزودن افكار الهامى يا حقايق مافوق الطبيعه بدان». و معتقد شدند بدين كه اين قانون بههمان شكل اصلى خود در دماغها نقش مىبندد»[١].
همانگونه كه در بيان فوقالذكر ملاحظه مىشود، بنياد ليبراليسم غربى بر انديشه قطع رابطه قوانين حاكم بر جامعه بشر با خداوند يا به تعبير فوقالذكر با حقايق مافوقالطبيعه پايهگذارى شده است. برتراند راسل[٢] كه در عصر اخير، مدافع سرسخت، بلكه شاخصترين نماينده تفكر ماترياليسم ليبرال بوده است، در همين راستا صراحتاً مىگويد:
[١] . بهاءالدين پازارگاد، تاريخ فلسفه سياسى، ج ٢، ص ٦٧٦ و ٦٧٧.
[٢] ٢ .Bertrand Russell .