فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٦ - واژه هشتم «هيمنه»
اوصاف درباره وصف «مهيمن» كه نمايانگر يكى از مهمترين ويژگىهاى فرمانروايى خداوند است و تنها در اين آيه به آن اشاره شده، به بحث مىپردازيم:
ابن منظور در لسان العرب درباره معناى واژه «مهيمن» ميگويد:
«و هو من آمن غيرَه من الخوف، و أَصله أَأْمَنَ فهو مُؤَأْمِنٌ، بهمزتين، قلبت الهمزة الثانية ياء كراهة اجتماعهما فصار مُؤَيْمِنٌ، ثم صُيِّرت الأُولى هاء كما قالوا هَراق و أَراق»[١].
اين واژه از «آمن غيرَه من الخوف» يعنى ديگرى را از ترس در امان قرار داده است، مىباشد، و ريشه آن «أَأْمَنَ فهو مُؤَأْمِنٌ» است كه دو همزه دارد، همزه دوم به ياء تبديل شده چون اجتماع دو همزه نامطلوب است لذا تبديل به مؤيمن شد سپس همزه اول به «هاء» تبديل شد؛ نظير آنكه در «أَراق» گفتند «هراق».
ابن منظور در همين ارتباط ميافزايد:
«وفي حديث عكرمة: كان عليّ (ع) أَعْلَم بالمُهَيْمِناتِ أَي القَضايا، من الهَيْمنَة و هي القيام على الشي ... قال ابن الأَنباري في قوله: وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ، قال: المُهَيْمِنُ القائم على خلقه؛ و أَنشد:
|
أَلا إنَّ خير الناسِ بعد نَبِيِّهِ |
مُهَيْمِنُه التالِيه في العُرْفِ و النُّكْرِ |
|
قال: معناه القائم على الناس بعده، و قيل: القائم بأُمور الخلق»[٢].
در حديث عكرمه آمده است: على (ع) داناترين مردم به مهيمنات يعنى قضايا و داورىها بود. از ريشه هيمنه كه به معناى عهدهدارشدن رسيدگى به شيء معين
[١] . ابن منظور، لسان العرب، ج ١٣، ص ٤٣٦، ذيل واژه« مهيمن».
[٢] . همان، ص ٤٣.