فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦٤ - دسته اول
در مباحث علم الاجتماع اسلامى توضيح دادهايم كه رهبران جامعهها نماد شخصيت جمعى جوامع خويشاند، لهذا امر و دستورى كه در اينجا به رسول خدا (ص) صادر شده «استقم» در عين آنكه دستورى است به رسول خدا (ص)، دستورى است به همه پيروان، تا با پيروى از ايشان راه استقامت و راستزيستى و درستبودن را پيشه كنند.
بنابراين، دستور (فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ) با دستور (فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ) يك دستوراند، لكن دستور نخست، اجمال دستور دوم و دستور دوم تفصيل دستور اول است.
ج) (وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ).
اين دستور دلالت بر آن دارد كه هر راه و مسلك و آيينى بهجز راه مستقيم الهى كه همان قانون خداست، مبتنى بر هواى نفس قانونگذاران مدّعى حاكميّت و فرمانروايى است و رسول خدا (ص) و پيروان او مجاز نيستند از دستور حاكمان غير الهى كه برخاسته از هواى نفس آنهاست، پيروى كنند؛ همانگونه كه خداوند در خطاب به موسى (ع) و هارون مىفرمايد:
(فَاسْتَقِيما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ)[١].
پس در راه راست استوار باشيد و از راه جاهلان پيروى نكنيد.
د) (قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ).
[١] . سوره يونس: ٨٩.