فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٢ - واژه چهارم «ولايت»
دليل نخست حصر ولايت در خداى متعال اين است كه حيات و مرگ انسانها در اختيار اوست؛ نظير همين استدلال در جاى ديگر نيز آمده است، از جمله در ابتداى سوره مُلك:
(تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ\* الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ)[١].
خجسته و پر عطاست كسى كه حاكميت و مالكيت (جهان هستى) به دست اوست، و او بر هر چيز تواناست\* آنكس كه مرگ و حيات را آفريد.
دليل دوم، قدرت خداوندى است كه در آيات نخستين سوره مُلك به اين مطلب نيز اشاره شده است.
در سوره ملك با تصريح به حصر مُلك در خداى متعال با عبارت «بِيَدِهِ الْمُلْكُ»، اين دو مطلب، يعنى در اختيار خدا بودن مرگ و زندگى از يك سو و قدرت خدا از سوى ديگر، به عنوان دو دليل روشن بر حصر مُلك و حاكميت در ذات اقدس حقتعالى مطرح گرديده است.
براى توضيح بيشتر درباره دلالت اين آيه- آيه سوره شورى- بر حصر حاكميت در خداى متعال بايد به دو مطلب بپردازيم:
مطلب نخست: دلالت آيه بر حصر «ولى» در خداى متعال.
شواهد و قرائنى كه بر اين حصر دلالت دارند، عبارتاند از:
١. عبارت «فالله هو الولى» «خداست كه ولى است» بر حصر «ولى» در ذات اقدس حق دلالت دارد. زمخشرى در كشاف در ذيل اين جمله مىگويد:
[١] . سوره ملك: ١ و ٢.