فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨١ - جهانبينى سياسى مبتنى بر اعتقاد به خداى فعال
٤. آنجا كه مخلوق، مريد باشد و افعال خود را با اراده خويش انجام دهد، تصرف در فعل ارادى او- با حفظ ارادىبودن آن- به معناى امر و نهى و سياست و اعمال حاكميّت بر اوست؛
٥. بنابراين، حقّ حاكميّت بر انسان و تصرف در افعال ارادى او از طريق امر و نهى و اعمال سياست، حقّ ذاتى خداوند است.
بند اخير، نتيجهاى است كه از بندهاى پيشين بهدست مىآيد؛ بدين شرح كه: از آنجا كه خداى متعال، خالق و آفريننده انسان است؛ بنابراين از حقّ تصرف در انسان و تعيين نوع رفتار او از طريق امر و نهى و اعمال حاكميّت، برخوردار است. و از آنجا كه اين حق براى خدا ذاتى است، يعنى از خدا بودن خدا و آفريننده بودن او سرچشمه گرفته و از عامل و سببى برون از ذات خدا برنخاسته؛ بنابراين، حاكميّت يا سياست و امر و نهى، ذاتاً حقّ خداوند متعال است. به سخنى ديگر، مشروعيت ذاتى حاكميت، مخصوص خداوند متعال است. در بندهاى پنجگانه فوقالذكر، تسلسل منطقى استنتاج مشروعيت ذاتى حقّ حاكميّت الهى از جهانبينى الهى تبيين شده و هريك از بندهاى فوقالذكر يا بديهى است يا برهان عقلى صحت قطعى آن را تأييد مىكند.
از آنچه گفتيم، رابطه منطقى جهانبينى با نظريه و تئورى نظام سياسى در حوزه عقل نظرى يعنى عقل مُدركِ ضرورت و لاضرورتِ هستها- تبيين شد. اكنون نوبت آن است كه به تبيين اين رابطه در حوزه عقل عملى بپردازيم.
نوع دوم: رابطه ميان جهانبينى و نظريه يا نظام سياسى در حوزه عقل عملى- يعنى عقل مُدركِ بايدها و نبايدها-.
از جمله مهمترين قضاياى عقل عملى، وجوب دفع ضرر محتمل و نيز وجوب شكر منعم است. با توجه به وجود اين احتمال كه سرپيچى از حاكميّت خداوند، موجب بدبختى و شقاوت دائم انسان شود و نيز با توجه به اينكه شكرگزارى نعمتِ ولىنعمت