فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦٣ - واژه چهارم «ولايت»
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ\* بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ).
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از كسانى كه كافر شدهاند اطاعت كنيد شما را به گذشتههايتان بازمىگرداندند؛ و سرانجام، زيانكار خواهيد شد\* (آنها ولى شما نيستند،) بلكه ولى و پشتيبان شما، خداست؛ و او بهترين ياوران است».
در اين دو آيه با بهكارگيرى واژه «مولا» خداوند مؤمنان را از پذيرش حاكميت كافران بر حذر داشته و خدا را تنها حاكم و فرمانرواى مؤمنان معرفى كرده است.
توضيح اين مطلب در اين آيه، همچون آيات قبل نيازمند بحث درباره دلالت آيه پيرامون دو موضوع است:
١. دلالت واژه «مولا» در آيه كريمه فوق بر معناى حاكم و مَلِك و ولى امر؛
٢. دلالت آيه بر حصر ولايت به معناى حاكميت و مُلك در ذات اقدس حق.
امّا موضوع اول:
قرائن متعددى بهكارگيرى لفظ «مولى» را در آيه كريمه فوق به معناى حاكم و فرمانروا نشان مىدهند:
١. نخستين قرينه كه موجب دلالت صريح آيه بر اراده مولى به معناى فرمانروا و حاكم است، اضرابى است كه در عبارت «بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ» آمده است.
اين عبارت، همانگونه كه روشن است، اضراب از مطلب آيه قبل است كه متضمن هشدار خداوند از اطاعت كافران است. اين اضراب، دليل روشنى است بر اينكه مراد از «مولا» مولايى است كه حق اطاعت دارد و اطاعت او واجب است كه مولاى به معناى حاكم و فرمانرواست؛ زيرا وجوب اطاعت، همانگونه كه معلوم است، به معناى وجوب