فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٧ - واژه چهارم «ولايت»
عطف اين جمله بر جمله ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍ قرينه بسيار روشنى است كه مراد از «ولى» حاكم و صاحب امر و فرمانرواى علىالاطلاق است؛ زيرا ساير معانى «ولى» هيچگونه مناسبتى با جمله وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً ندارد.
افزون بر اين، دو جمله لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و نيز أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ قرينه ديگرى بر اراده معناى فرمانروا و ولى امر از واژه «ولى» در آيه مىباشد.
جمله لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و نيز جمله أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ دلالت بر احاطه علمى ذات بارىتعالى بر همه شئون مخلوقات دارد و در گذشته گفتيم: حقّ امر و نهى و تعيين سرنوشت انسانها مخصوص كسى است كه احاطه علمى به شئون مردم و پىآمدهاى آينده تصميمگيرىها و برنامهريزىها و دستورات و قوانين و امر و نهىها داشته باشد. كسى كه از يكسو احاطه به همه جهات و نيازها و روابط درونى و برونى حاكم بر هستى انسان و جامعه انسانى ندارد و از سوى ديگر احاطه به سرنوشت انسان و آگاهى به عاقبت و نتيجه بهكارگيرى سيستم سياسى يا اقتصادى و يا فرهنگى معيّنى بر جامعه بشر ندارد و قدرت پيشبينى قطعى نتايج اجراى قوانين و برنامههايى كه در جامعه بشرى به اجرا در مىآيند را ندارد، چگونه مىتواند براى سرنوشت جامعه بشر تصميم گرفته و به سازماندهى جامعه بشر بر اساس نظام و برنامهاى كه از عاقبت نتايج اجراى آن در جامعه بشر آگاهى و اطلاع كامل ندارد بپردازد؟
براساس گواهى عقل، تنها كسى حق تصميمگيرى براى جامعه بشر و تعيين سرنوشت آن را دارد كه اطلاع كامل بر همه جهات و نيازهاى جامعه بشر و نيز بر همه روابط درونى و برونى انسانها با يكديگر و با جهان هستى پيرامون آنها و نيز آگاهى كامل به سرنوشت جامعه بشر و نتايج برآمده از اجراى سيستم و نظامى كه مىخواهد در جامعه بشر پياده كند داشته باشد؛ اين كس منحصراً خداى متعال است و هيچ كس ديگر جز او نيست و همين مطلب است كه در اين دو جمله «لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ» مورد بيان و تأكيد قرار گرفته است.