فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١١٩ - ٢ جهان بينى سياسى ماترياليسم ليبرال
٥. دولت، يك لوياتان (غول دريايى) است و هيچكس لوياتان را دوست نداشته و بدان احترام نمىكند[١]؛
٦. حكومت را بايد با زور و قدرت شناخت، يعنى زور و قدرت، معرف حكومت است و مقياس سنجش ارزش آن[٢].
اينكه انسان حيوانى درندهخوى و وحشى و خودخواه و منفعتطلب و لذتجوست، نتيجه منطقى بريدن رابطه بين انسان و خداى اوست و اينكه حكومت، شيطانى رجيم و شرّى است كه بنا بر ضرورت بايد به آن تن داد و اينكه راهى براى عدالت در روى زمين، بلكه در سراسر جهان وجود ندارد و بنا به قول راسل- به عنوان تبيين نگاه دانشمند به جهان-:
«ما در اين دنيا بىعدالتىهاى فراوانى داريم و هر چه پيش مىرويم، بىعدالتىها بيشتر شده و اين خود، نشانهاى است كه تصور رود عدالتى در جهان حكمفرما نيست»[٣].
يا بنا به قول آبراهام لينكلن:
«در ميان تمام افراد بشر، حتى يك فرد هم وجود نداشته و ندارد كه آن قدر خوب باشد كه بتوان به او اجازه داد تا زندگانى همنوعان خويش را اداره كند»[٤].
[١] . همان، ص ٥٩٣.
[٢] . همان، ص ٥٩٤.
[٣] . برتراند راسل، چرا مسيحى نيستم، ص ٢٧.
[٤] . بهاءالدين پازارگاد، تاريخ فلسفه سياسى، ج ٣، ص ١٢٤٦.