فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٧٥ - مبحث اول تبيين رابطه منطقى بين جهانبينى و نظريه يا نظام سياسى
وجود مبدأ آفريننده جهان و حاكميّت او بر جهان و جامعه انسانى و نوع حاكميّت او بر جهان و جامعه انسانى، پرسشهايى است كه بدون پاسخ روشن و منطقى به آنها نمىتوان به بحث منطقى و استوارى در زمينه سياست و حاكميّت در جامعه بشر پرداخت.
در گذشته گفتيم «آن دسته از قضاياى جهانبينى را كه بهطور مستقيم در استنتاج قضاياى مربوط به سياست و بهويژه فلسفه سياسى نقش دارند «جهانبينى سياسى» مىناميم؛ زيرا جهانبينى سياسى، مبناى منطقى فلسفه سياسى و بهطور كلى نظريه يا انديشه سياسى است»[١]. در اين بحث، ابتدا به تبيين اين رابطه منطقى مىپردازيم، سپس به بررسى انواع جهانبينى سياسى كه مبناى نظريات و نظامهاى سياسى گوناگون مطرح در جهان معاصرند، و درنهايت به تبيين جهانبينى سياسى اسلام مىپردازيم.
بنابراين در اينجا سه مبحث در پيش داريم:
مبحث اول: تبيين رابطه منطقى بين جهانبينى و نظريه يا نظام سياسى
بين جهانبينى و نظريه يا نظام سياسى، دو نوع رابطه منطقى وجود دارد:
[١] . ر. ك: ص ٥٥ اين كتاب.