فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٥١ - ب توحيد افعالى خداوند
انسانى مىگشايد و در حقيقت، همان راهى است كه بشر را به برترين و بهترين زندگى و شايستهترين جامعه مىرساند و بههمين دليل، در قرآن كريم از اوامر تشريعى الهى به راه يا «سبيل» تعبير شده است.
خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ\* ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ[١].
آفريد، سپس اندازهگيرى كرد و موزون ساخت\* سپس راه (سعادت) را براى او آسان كرد.
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً[٢].
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس.
إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا[٣].
اين يك تذكّر و يادآورى است، و هركس بخواهد (با استفاده از آن) راهى به سوى پروردگارش برمىگزيند.
امر تشريعى الهى بر دو گونه است:
امر تشريعى تكليفى: دستوراتى است كه از سوى خدا براى ساماندادن به رفتار انسان و نظمبخشيدن به جامعه انسانى صادر مىشود و به وسيله پيامبران و اوصياى آنان به بشر ابلاغ مىشود.
[١] . سوره عبس: ١٩ و ٢٠.
[٢] . سوره انسان: ٣.
[٣] . همان: ٢٩.