فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٩ - واژه نهم «عبادت»
«العبادة: الطّاعة»[١]. عبادت يعنى: طاعت.
سپس از زجّاج نقل ميكند:
«و قال في قوله تعالى: (إِيَّاكَ نَعْبُدُ)؛ أَي: نُطِيعُ الطاعةَ التي يُخْضَعُ معها ... قال: و معنى العبادةِ في اللغة: الطاعةُ مع الخُضُوعِ»[٢].
درباره فرموده خدا: (إِيَّاكَ نَعْبُدُ) چنين گفت: يعنى اطاعت مىكنم تو را چنان اطاعتى كه همراه با خضوع و سرسپردگى است. و معناى عبادت در لغت، طاعت همراه با خضوع است.
و از ابن الانبارى نقل ميكند:
و قال ابن الأَنباري: فلان عابد و هو الخاضع لربه المستسلم المُنْقاد لأَمره. و قوله عزوجل: (اعْبُدُوا رَبَّكُمُ)؛ أَي أَطيعوا ربّكم»[٣].
ابنالانبارى چنين گفت: فلان كس عابد است يعنى سرسپرده و خاضع براى خداى خويشتن و گردننهاده به فرمان اوست، و فرموده خداى عزوجل: (اعْبُدُوا رَبَّكُمُ) يعنى اطاعت كنيد پروردگار خود را.
جوهرى در صحاح ميگويد:
[١] . ابن منظور، لسان العرب، ج ٣، ص ٢٧٢، ماده« عبد».
[٢] . همان، ص ٢٧.
[٣] . همان، ص ٣٧.