فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٩٥ - پايه يكم جهانبينى عمومى مادّى (ماترياليسم)
٣. مبدأبودن ماده، تكامل موجودات را توجيه نميكند؛ زيرا كمال در هر شئ، به معناى افزايش وجود است و مادهاى كه خود، فاقد كمال يا فزونى وجود است، نمىتواند بخشنده آن باشد.
|
ذات نايافته از هستىبخش |
كى تواند كه شود هستىبخش |
|
منطق ديالكتيكى، نهتنها نميتواند پديده تكامل را توجيه كند، بلكه مشكل تكامل را مضاعف مىكند؛ زيرا در تكامل ماده، مشكلى كه هست، مشكل فقدان علت كمال است كه با روش ديالكتيكى، نهتنها اين مشكل حل نمىشود، بلكه افزون بر آن، مشكل ديگرى كه اجتماع نقيضين است پديد مىآيد.
بنابراين، منطق ديالكتيكى در زمينه توجيه تكامل موجودات با دو مشكل روبهروست:
الف) مشكل عليت؛ زيرا نقيض شيء، نفى آن است و نفى شيء، نهتنها افزايش وجود شيء را توجيه نمىكند، بلكه اصل وجود آن را نفى مىكند. و خلاصه آنكه نفى شيء، نمىتواند علت افزايش وجود شيء شود؛
ب) مشكل تناقض؛ زيرا در روش ديالكتيكى، تكامل بهوسيله اتحاد دو نقيض توجيه ميشود؛ درحالىكه نقيض هر شيء، نفى آن شيء است و تا شيء وجود دارد، نفى آن وجود ندارد و وقتى نفى آن موجود ميشود، وجودش منتفى است. بنابراين، وجود همزمان دو نقيض، معقول نيست تا چه رسد اتحاد آن دو، تا بتواند توجيهگر تكامل و افزايش وجود شيء باشد.
٤. مبدأ بودن ماده براى جهان هستى، پيدايش موجودات متفاوت را توجيه نميكند؛ زيرا به فرض ذاتىبودن وجود براى ماده، آنچه از ماده نخستين زاده ميشود، بايد نظير همان ماده نخستين ساده محض باشد. دگرگونىهاى پديدآمده در جهان، فاقد علت توجيهكننده پيدايش آنهاست.