فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٨ - پايه سوم ماترياليسم تاريخى
بنابر آنچه در اين آيه آمده است، كليه پيامبران- از جمله آدم (على نبيّنا وآله و عليه السلام)- از آغاز پيدايش خانواده نخستين كه كوچكترين جامعه بشرى را تشكيل ميداده است، براى حكم به حق در ميان بشريّت فرستاده شدهاند. بنابراين، تشكيل نخستين هسته جامعه بشرى با تأسيس دولت توسّط پيامبران الهى همزمان بوده است.
در هر صورت، صرف نظر از آنچه در منابع دينى آمده، فرضيّه پيدايش دولت، همزمان با پيدايش جامعه انسانى، از يكسو فرضيهاى معقول، بلكه با توجه به ضرورت آن، واقع و ثابت است و از سوى ديگر، دليلى بر نفى تحقق آن وجود ندارد.
٤. زيربنا بودن ابزار توليد و روابط اقتصادى برخاسته از آن براى ساير پديدههاى فكرى و اجتماعى و سياسى جامعه بشر را، نه منطق و برهان ميپذيرد و نه وقايع تاريخى آن را تأييد ميكند. از نظر منطقى روشن است كه ابزار توليد، نتيجه فكر و انديشه بشر است، نه عكس آن؛ بنابراين، نمىتوان فكر و انديشه انسان را محصول ابزار توليد و روابط اقتصادى برخاسته از آن دانست و از نظر وقايع تاريخى نيز آنچه در واقعيت جوامع گذشته و حال بشرى اتفاق افتاده است، همواره چنين بوده كه تحولات فكرى و ابداعات مبتكران و مخترعان، منشاء پيدايش ابزار توليد جديد شده است.
٥. عقبماندگى جوامع كمونيستى از نظر دانش و تكنولوژى و سطح امكانات در روابط اقتصادى در طول حدود يك قرن از شكلگيرى نخستين جامعه كمونيستى در اتحاد جماهير شوروى، خط بطلانى بر نظريه ماترياليسم تاريخى كشيد؛ زيرا بنابر اين نظريه، جامعه كمونيستى، نتيجه حتمى پيشرفت ابزار توليد و ترقى علمى جامعه انسانى است. انگلس گفته بود: