فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٩ - پايه سوم ماترياليسم تاريخى
«اكنون ما با گامهاى سريع به مرحلهاى از تكامل توليد نزديك ميشويم كه در آن، نهتنها وجود طبقات ضرورت خود را از دست داده است، بلكه يك مانع قطعى در توليد نيز خواهد شد»[١].
لكن گامهاى سريع در راه تكامل توليد كه مورد ادّعاى انگلس بود و ميبايست در سآيه انقلاب كمونيستى و پيروزى طبقه كارگر، شتاب بيشترى به خود ميگرفت، هرگز تحقق نيافت؛ بلكه در نتيجه محدوديتها و شرايط سختى كه در نتيجه حاكميت كمونيسم و سوسياليسم برخاسته از آن بر روابط اقتصادى و بهويژه توليد حاكم شد، جامعه سوسياليستى اتحاد جماهير شوروى به يكى از فقيرترين جوامع بشرى تبديل گرديد.
بر ساير جوامع كمونيستى نيز، وضعيتى بهتر از جامعه شوروى حاكم نشد و جامعه سوسياليستى چين نيز تنها هنگامى به رشد چشمگير اقتصادى دست يافت كه از روابط اقتصادى مبتنى بر سوسياليسم- كمونيسم دست برداشت و با تجديد نظرهاى فراوان در نظام سوسياليستى برخاسته از كمونيسم از نظام اقتصادى كمونيسم و نيز سوسياليسم برخاسته از آن فاصله بسيارى گرفت.
٦. براساس نظريه ماترياليسم تاريخى، انقلاب كمونيستى طبقه كارگر عليه طبقه سرمايهدار بايد در جوامعى صورت ميگرفت كه از ابزار توليد پيشرفتهترى برخوردارند و براساس پيشبينى ماركس، جامعه انگليس پايان قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، كانديداى پذيرش انقلاب كارگرى بود، كه چنين رويدادى هرگز رخ نداد.
٧. تجربه تاريخى جوامع بشرى، پيدايش قدرت دولتى را بر مبناى جنگ طبقاتى باطل ميكند، بسيارى از تحولات سياسى و زوال يا پيدايش قدرتها در رژيمهاى
[١] . فردريك انگلس، منشأ خانواده، مالكيت خصوصى و دولت، ص ٢٤٣.