فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٨٢ - واژه پنجم «أمر»
خداست، آيا هنوز مؤمنان اميد دارند خداوند به وسيله اجبار، مردم را هدايت كند (خداوند مىتواند چنين كند لكن هرگز چنين نخواهد كرد) كافران همچنان سزاى رفتارشان را مىبينند گاهى حادثهاى براى آنها رخ مىدهد يا نزديك ديارشان اتفاق مىافتد، تا آنگاه كه وعده خدا فرا رسد و خداوند خلف وعده نمىكند.
در اين آيه كريمه، ضمن تصريح به اينكه تمام امر و فرمان از آن خداست، (بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً) كه به معناى حصر حقّ امر در ذات اقدس حقتعالى است، بر اين معنا تأكيد شده است كه اگر خداوند اراده مىكرد مىتوانست همه را بالاجبار وادار به اطاعت خويش و گردننهادن به فرمان خويش كند، لكن حكمتش اقتضا كرده كه مردم با اختيار و رضاى خود به اطاعتش بگروند و فرمان و امر او را گردن نهند. لهذا به اين نكته اشاره كرده است كه اگر خدا مىخواست، مىتوانست اين قرآن را كه كتاب تشريع و دستور و فرمان اوست، چنان كند كه كوهها به فرمانش به جنبش درآيند و زمين به فرمانش درهم بشكافد و مردگان به فرمانش سر از گور برآورند، لكن چنين نكرد تا مردم به دلخواه خود فرمان او را بپذيرند و به حكومت و سلطنتش تن دهند و به فرمان او گردن نهند.
سرانجام، در ذيل آيه به نتايج نافرمانى مردم از دستور خدا اشاره شده است كه در نتيجه تمرّد از اوامر الهى، مشكل و مصيبتى گريبانگير آنان شده يا براى بيدارى آنان مصيبتى در نزديكىشان رخ مىدهد تا روزگارى كه وعده الهى به حاكميت فرمانش بر سراسر زمين فرا رسد و كران تا كران زمين فرمانبردار حكم خدا شوند و حكومت الهى جهانگير گردد.