فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩٣ - دسته دوم روايات واژه «اطاعت» و مشتقات آن
كه صريح در حصر مُلك در ذات اقدس حقتعالى است.
دسته دوم: روايات واژه «اطاعت» و مشتقات آن:
١. كلينى به سندش از مرازم بن حكيم نقل ميكند:
قال: سمعت ابا عبدالله (ع) يقول: «مَا تَنَبَّأَ نَبِيٌّ قَطُّ حَتَّى يُقِرَّ لله بِخَمْسِ خِصَالٍ بِالْبَدَاءِ وَ الْمَشِيئَةِ وَ السُّجُودِ وَ الْعُبُودِيَّةِ وَ الطَّاعَةِ»[١].
هيچ پيامبرى به پيامبرى نرسيد مگر آنكه براى خداوند به پنج مطلب اقرار و اعتراف كند: ١) بداء؛ ٢) مشيت؛ ٣) سجود؛ ٤) پرستش؛) طاعت.
مقصود از بداء تغييرى است كه در قَدَر الهى به اسباب و اراده الهى صورت ميگيرد. عواملى نظير: دعا و اعمال خير و توبه بندگان و امثال آنها بنابر حكمت الهى موجب تغيير مقدراتى ميشود كه در برنامه ابتدايى خداوند براى مديريّت جهان هستى و شئون جامعه انسانى پيشبينى شده است؛ اگرچه اين تغيير در مرحله قضاى حتمى الهى كه مرحله مشيّت و مرحلهاى بالاتر از مرحله قَدَر است، منظور و مكتوب گرديده است.
منظور از مشيّت، ارادهاى است كه خداوند به وسيله آن طرح و برنامه نهايى خود را در عالم هستى اجرا ميكند كه مرحلهاى فراتر از مرحله قَدَر الهى است كه بداء در آن راه دارد و تغيير و تحولپذير است.
بنابراين، اقرار به بداء و مشيّت، به معناى اقرار به مديريت مستدام و فعال خداوند نسبت به همه امور جهان هستى است.
[١] . اصول كافى، ج ١، ص ١٤٨.