فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٥٥ - واژه دهم «اتّباع»
از اين روايت نيز همچون روايت سابق استفاده ميشود كه «يعبدون» در آيه فوقالذّكر به معناى معرفت خدا و رهبرى است كه از سوى خدا براى امر و نهى و حكومت و اداره شئون مردم تعيين شده است، معرفتى كه اطاعت از خدا و رهبر منصوب از سوى خدا را بهدنبال دارد.
واژه دهم: «اتّباع»
از جمله واژگانى كه در قرآن كريم براى دلالت بر حصر حاكميت و فرمانروايى در ذات اقدس حقتعالى بهكار رفته است، مشتقات واژه «اتّباع» است كه به معناى «پيروى» است. بحث درباره آيات مربوط به مشتقات واژه «اتّباع» را در چند مطلب پى ميگيريم.
مطلب اول: اشارهاى كوتاه به معناى لغوى واژه «اتّباع».
با آنكه معناى اين واژه روشن است، لكن براى تبيين هر چه بيشتر معناى آن به برخى از كلمات لغويين درباره معناى آن اشاره ميكنيم.
ابن منظور در لسان العرب ميگويد:
«اتَّبَعَه و أَتْبَعَه و تتَبَّعه: قَفاه و تَطلَّبه مُتَّبعاً أثره»[١].
اتَّبَعَه ... يعنى پى او را گرفت و آن را و اثر او را دنبال كرد.
فيومى در المصباح المنير ميگويد:
«تَبِعَ زيدٌ عَمْراً تَبعاً من باب تعِبَ مشى خَلْفَهُ أو مَرَّ بِهِ فمَضَى مَعَهُ و الْمُصَلِّى تَبَعٌ لإمَامِهِ ...
تبع ... به معناى پشت سر كسى راه رفتن يا او را همراهى كردن است، مىگويند نمازگزار تابع امام خويش است- تا آنجا كه مىگويد:-
[١] . ابن منظور، لسان العرب، ج ٨، ص ٢٧، ماده« تبع».