فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦٨ - واژه چهارم «ولايت»
در آيه پنجاه و هفتم سوره انعام، يعنى پنج آيه پيش از آيه مورد بحث، خداى متعال مىفرمايد:
(قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ).
بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم؛ ولى شما آن را تكذيب كردهايد. آنچه شما (از عذاب الهى) درباره آن شتاب مىكنيد در اختيار من نيست. حكم و فرمان، تنها ازآن خداست! حق را از باطل جدا مىكند؛ و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است».
در اين آيه به صراحت، حاكميّت منحصر به فرد خداى متعال مطرح شده و در آيات بعد نيز كه به احاطه علمى خداوند اشاره دارد، بر حصر حاكميّت در ذات خداى متعال- به دليل اختصاص وصف احاطه علمى به شئون موجودات به ذات اقدس حق- تأكيد شده است.
در آيات بعد از آيه (ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ) نيز كه سلطه خداوند بر سراسر جهان و احاطه قدرت الهى بر همه اشياء و انحصار اين احاطه در سلطه و اقتدار در ذات حقتعالى و نيز مسئله انحصار برقرارى امنيت در سراسر جهان در ذات خداوند مطرح گرديده است، به دليل ديگرى بر حصر حاكميّت و فرمانروايى در ذات اقدس خداوند اشاره شده است.
آيات بعد از آيه مذكور چنين است:
(قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ\* قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ\* قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ