فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٤ - برهان اول
اكنون كه مقدّمات سهگانه روشن شد، استلزام نتيجه را توضيح مىدهيم.
نتيجه اين مقدمات سهگانه اين است كه حاكم بايد مشروعيتش بالذات باشد و اين مشروعيت نمىتواند از محكوم برخيزد و با توجه به اينكه هر موجودى را كه فرض كنيم، يا حاكم است يا محكوم و اتحاد حاكم و محكوم نيز با توجه به نسبت تضايف و تقابلى كه بين آنهاست، ممتنع است و با توجه به امتناع فرض استناد مشروعيّت حاكم به محكوم، تنها فرض معقول و ممكن، مشروعيّت بالذات حاكم است. ضرورت عقلى مشروعيّت بالذات حاكم بالأصل با توجه به ضرورت عدم مشروعيّت بالذات حاكميّتِ هيچ حاكمى بجز خداوند متعال، انحصار حاكميّت را در ذات اقدس حقتعالى نتيجه مىدهد.
آنچه گفتيم، بخشى از براهين عقلى- مربوط به حوزه عقل نظرى- دالّ بر انحصار حاكميّت بالأصل در ذات اقدس حقتعالى است.
اكنون به مجموعه دوم از براهين عقلى، يعنى براهين عقلى مربوط به حوزه عقل عملى مىپردازيم.
٢. ادلّه عقل عملى بر حصر حاكميّت در ذات اقدس حقتعالى
برهان اول
اين برهان بر دو مقدّمه مبتنى است:
مقدّمه اول: شكى نيست كه خداى متعال، اعلم و اقدر و اعدل است؛ زيرا علم و قدرت و عدل و ساير صفات كمال، عين ذات اوست و ماسواى او آنچه دارند از اوست.
مقدّمه دوم: با وجود اعلم، اقدر و اعدل، حاكميّت غير او ترجيح مرجوح است بر راجح كه عقلًا قبيح است.