فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٩٧ - پايه يكم جهانبينى عمومى مادّى (ماترياليسم)
ب) عواطف و احساسات آدمى؛ نظير: خشنودى و خشم و عشق و نفرت و مهر و غضب و امثال آنها به وسيله ماده، قابل ادراك نيستند و پر واضح است كه اينگونه عواطف و احساسات از بديهىترين حقايق وجود آدمى است؛
ج) رؤياها، و پيشگويىهاى رؤياها بههيچوجه بهوسيله ماده جسم آدمى قابل توجيه نيستند. رؤيا و پيشگويىهاى رؤيايى در زندگى بشر، حقيقت انكارناپذيرى است؛
د) تعطيل ادراك در موارد غفلت روح، بهرغم سلامتى و فعاليت همه اجزاى مادى دستگاه ادراك و نيز حصول همه شرايط مادى ادراك از قبيل نگاهكردن در ديدنىها يا لمسكردن در ملموسات و امثال آن در ساير محسوسات، دليل روشنى بر تجرد ادراك و نفس مدركه انسانى است؛
ه-) پديده فراموشى و يادآورى همان صورت فراموششده، دليل ديگرى بر تجرد روح است.
٨. وجدان اخلاقى، به وسيله ماترياليسم قابل توجيه نيست. اينكه آدمى در اندرون خود ندايى احساس ميكند كه او را به رفتار نيك وادار و از رفتار زشت باز ميدارد و در صورت ارتكاب خلاف، او را سرزنش ميكند، جاى هيچگونه ترديد نيست. و معلوم است كه چنين ندايى نمىتواند از ماده بىجان و حسّ برخيزد.
٩. قانون عكسالعمل طبيعى رفتارهاى آدمى كه از آن به قانون مكافات طبيعى ياد ميشود، دليل ديگرى بر بطلان نظريه ماديگرى است.
تجربه اجتماعى زندگى انسان، بر اين حقيقت گواه است كه رفتارهاى بد انسانها در همين عالم، عكسالعمل بد در پى دارد و رفتار خوب انسانها عكسالعمل خوب در پى دارد، تا جايى كه اين تعامل طرفينى بين انسان و طبيعت نيز مشاهده ميشود؛ به