فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٢ - برهان پنجم
مقدمه دوم: براساس مقدمه اول، حاكم بالذات بايد خود نيازى به حاكميّت حاكمى مافوق خود نداشته باشد وگرنه حاكم بالذات، حاكم مافوق خواهد بود. اين تسلسل تا جايى ادامه خواهد داشت كه به حاكم بالذاتى برسيم كه نيازمند حاكمى مافوق خود نباشد.
مقدمه سوم: تنها موجود عالم هستى كه بىنياز بالذات است و نيازمند حاكمى مافوق خود نيست، وجود مقدّس خداى متعال است.
خداوند، غنى بالذات است و وصف بىنيازى بالذات، عين ذات بارىتعالى و متحد با اوست. بنابراين، تنها موجودى كه حقّ حاكميّت بالذات عقلًا در انحصار اوست ذات مقدّس بارىتعالى است.
برهان پنجم
اين برهان بر سه مقدمه مبتنى است:
مقدمه اول: در حاكميّت، دوطرف وجود دارد: حاكم و محكوم و به دليل تضايف، اتّحاد آنها غير معقول است.
مقدمه دوم: مشروعيّت حاكم يا بالذات است و يا برگرفته از محكوم است. درصورت دوم، مشروعيّت محكوم نيز يا بالذات و يا برگرفته از ديگرى است. اگر بالذات باشد، خُلف و اگر از ديگرى باشد و آن ديگرى حاكم باشد، دور لازم مىآيد و اگر غير حاكم، يعنى طرف سومى باشد، تسلسل لازم مىآيد. بنابراين، هر سه فرض صورت دوم باطل است و نتيجه، لزوم مشروعيّت بالذات حاكم است.
مقدمه سوم: اين اصل مسلم عقلى و عقلائى كه جز خدا هيچ موجودى بالذات داراى حقّ حاكميّت بالذات نيست، اين نتيجه را مىدهد كه حاكميّت بالذات، مخصوص ذات حقتعالى است.