فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١١٦ - ٢ جهان بينى سياسى ماترياليسم ليبرال
از برتراند راسل نقل شده است:
«چون دولت حافظ اموال شخصى است و غارتگرىها و دزدىهايى را كه موجد اصلى مالكيت و اموال شخصى مىباشند قوه مقننه مجاز و معمول و مشروع ساخته و اين اجازه را هم با قوه زور و اسلحه و به وسيله جنگ به معرض عمل و اجرا مىگذارند، پس دولت شرّى عظيم و شيطانى رجيم و رئيس دزدان و جانيان و رهبر راهزنان است و بسيار نيكو خواهد بود اگر اكثر وظايف دولت از وى سلب و به مؤسسات همكارى (كورپراتيفها) و سنديكاهاى توليدكنندگان ثروت واگذار شود»[١].
كارلپوپر[٢] كه از رهبران ليبراليسم جديد است مىگويد:
«من مدافع آزادى فردىام و از قهر دولتى گردنفرازى مقامات ادارى نفرت دارم، اما بدبختانه دولت، بدى ضرورى است؛ به كلى بدون دولت نمىشود»[٣].
اوج ماترياليسم سياسى را در افكار و انديشههاى ماكياولى[٤] كه از نخستين فلاسفه سياسى عهد رنسانس است مىتوان يافت. اين فيلسوف ايتاليايى درباره طبيعت انسان چنين مىگويد:
«انسان موجودى سياسى است و طبعاً فاسد و شرور و خودخواه خلق شده است، لذا علاج دفع شرور انسانى و شرط برقرارى نظم در جامعه، همانا تشكيل حكومت مطلقه و مقتدر است»[٥].
[١] . بهاءالدين پازارگاد، تاريخ فلسفه سياسى، ج ٣، ص ١٢٣٥.
[٢] .Karl Popper .
[٣] . كارل پوپر و هربرت ماركوزه، انقلاب يا اصلاح، ص ٤٧.
[٤] .Niccolo Machiavelli .
[٥] . بهاءالدين پازارگاد، تاريخ فلسفه سياسى، ج ٢، ص ٤٣٢.