فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٦٧ - مفهوم نظام سياسى
مىكند؛ لهذا مسئله رهبرى، نهتنها در مرحله اجراى الگوى يك نظام نقش تعيينكننده دارد، بلكه در الگوى تئوريك نظام نيز جايگاه تعيينكننده و اساسى دارد.
مفهوم نظام سياسى
بر اساس تعريفى كه در گذشته از مفهوم «سياست» ارائه كرديم و گفتيم كه مفهوم «سياست» با مفهوم «قدرت» يا همان جايگاه «امر و نهى» يا «آمريت و ناهويّت» درآميخته است، بر اين اساس مىتوان نتيجه گرفت كه در تعريف «نظام سياسى» نيز همين آميختگى وجود دارد؛ لهذا در تعريف سيستم سياسى، گاه چنين گفتهاند:
«هر نوع الگوى روابط مداوم بشرى كه در آن تا حد مشخصى، قدرت و حكومت يا اقتدار وجود داشته باشد، سيستم سياسى شمرده مىشود»[١].
داويد استون[٢] نيز مىگويد:
«نظام سياسى؛ نظامى از كنش و واكنش است در هر جامعهاى كه به وسيله آن توزيعهاى الزامآور يا مقتدرانه ايجاد و اجرا مىشود»[٣].
در همين راستا برخى از دانشمندان علم سياست، نظام سياسى را الگوى سازمانبندى قدرت در جامعه معرفى كردهاند. موريس دوورژه مىگويد:
«در هر جامعه پيچيدهاى، قدرت، سازمانيافته است، رژيمهاى سياسى، انواع گوناگون سازمانبندى قدرتاند. اين رژيمها درعينحال، از نهادهاى صورى و رسمى كه بهوسيله قوانين اساسى، قوانين عادى و به طور كلّى، متون حقوقى استقرار
[١] . رابرت دال، مترجم: حسين ظفريان، تجزيه و تحليل جديد سياست، ص ٨.
[٢] .David Easton .
[٣] . عبدالرحمن عالم، بنيادهاى علم سياست، ص ١٥٠.