فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٦ - واژه چهارم «ولايت»
پس به همين خاطر تو (نيز آنان را به سوى اين آيين توحيدى) دعوت كن و آنچنان كه مأمور شدهاى استقامت نما، و از هوا و هوسهاى آنان پيروى مكن، و بگو: «به تمام كتابهايى كه خدا نازل كرده ايمان آوردهام و مأمورم در ميان شما عدالت را اجرا كنم».
همه اين آيات، همانگونه كه روشن است، درباره حاكميت خداوند، و تشريع، و مأموريت رسول خدا در اقامه عدل و امثال اين مضامين است كه قرينه سياق روشنى تشكيل مىدهند كه دلالت بر اراده معناى حاكميت و ولايت امر و فرمانروايى از واژه «وليّ» در آيه نهم سوره شورى دارد.
آيه پنجم:
(لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً)[١].
غيب آسمانها و زمين تنها از آن اوست. چه بسيار بينا و شنواست! آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند. و او هيچ كس را در حكومت خود شركت نمىدهد.
در اين آيه كريمه، واژه «ولى» به معناى صاحب امر و فرمانروا و حاكم علىالاطلاق بهكار رفته و قرينه روشن آن، جمله بعد است كه مىفرمايد:
(وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً).
و او هيچ كس را در حكومت خود شركت نمىدهد.
[١] . سوره كهف: ٢٦.