فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٧ - ١ سياست
هارولد ج. لاسكى[١] در كتاب مقدمهاى بر سياست، قرار گرفته و از همين رو در تفسير معناى حكومت مىگويد:
«در هر كشور، ارادهاى وجود دارد كه بنا به قانون، از همه ارادههاى ديگر برتر است، تصميمهاى نهايى را اين اراده مىگيرد، اين اراده به اصطلاح اهل فن، يك اراده داراى حاكميّت است. اين اراده، نه از هيچ اراده ديگرى دستور مىگيرد و نه مىتواند مرجعيّت خود را بهطور قطع واگذار كند»[٢].
با توجه به آنچه در تفسير و تبيين مفهوم سياست از زبانشناسان و نيز سياستشناسان نقل كرديم، مىتوان در تعريف مفهوم سياست چنين گفت:
«سياست، عبارت است از امر و نهى صادر از نهاد حاكميّت جامعه، در جهت تنظيم روابط و تدبير امور مردم در راستاى تأمين مصالح آنان».
اين تعريف اگر چه مىتواند به عنوان جمعبندى لُبّ معانى و مفاهيمى كه در تعريف و تبيين واژه سياست آمده است، تلقّى شود؛ لكن نظر به اينكه در اين تعريف به بخشى ديگر از مفهوم سياست كه همان اعتبارات قانونى وضعى است؛ نظير تعيين مناصب حكومتى يا اقداماتى كه از سوى نهاد حاكميّت در جهت اجراى تصميمات خود گرفته مىشود، اشارهاى نشده است. براى تكميل اين تعريف مىتوان چنين گفت:
«سياست، عبارت است از امر و نهى و ساير اعتبارات و قراردادها و اقدامات صادر از نهاد حاكميّت جامعه در جهت تنظيم روابط و تدبير امور مردم در راستاى تأمين مصالح آنان».
[١] .Harold G .Laski .
[٢] . هارولد ج. لاسكى، مقدمهاى بر سياست، ص ٨.