فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٢ - واژه چهارم «ولايت»
گفت: هنگامى كه حسين بن على مقتول در فخ قيام كرد و بر مدينه تسلط يافت موسى بن جعفر (ع) را به بيعت با خويش دعوت نمود حضرت در پاسخ او فرمود: عموزاده از من مخواه آنچه را پسر عمّت از عمويت امام صادق (ع) خواست تا از من صادر شود آنچه را نمىخواهم همانگونه كه از عمويت صادر شد آنچه نمىخواست. پس حسين در پاسخ گفت: من تنها مطلبى را پيشنهاد كردم اگر مايليد بپذيريد و اگر مايل نيستيد بر شما تحميل نمىكنم و از خدا كمك خواسته مىشود سپس با او وادع كرد پس امام كاظم (ع) در هنگام وادع به او فرمود: اى پسر عم تو كشته خواهى شد پس كمر را به جنگ محكم ببند و با تمام قوا با دشمن بستيز كه اين قوم فاسقانى هستند كه تظاهر به ايمان مىكنند و در باطن مشركند و إِنّا لله وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ اجر و پاداش شما در اين گروه را از خدا مىخواهم. پس حسين قيام كرد و بر او گذشت آنچه گذشت، همه آنان كشته شدند، همانگونه كه امام فرموده بود.
ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين روايت مىكند كه هنگامى كه خبر شهادت حسين بن على صاحب فخ به امام كاظم (ع) رسيد فرمود:
«إنا لله و إنا إليه راجعون مضى و الله مسلماً صالحاً صوّاماً آمراً بالمعروف ناهياً عن المنكر، ما كان في أهل بيته مثله»[١].
إنا لله و إنا إليه راجعون به خدا سوگند از اين جهان گذشت درحالىكه مسلمانى صالح بود، روزها را روزه مىداشت امر به معروف و نهى از منكر مىنمود. در خانوادهاش نظير او كسى نبود.
و در روايتى ديگر به سندش از زيد بن على (عليهما السلام) مىگويد:
[١] . على بن الحسين ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص ٣٠٢.