فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢١ - تفاوت سوم
بههمين دليل است كه در قرآن كريم، تبعيض در ايمان و اجراى احكام كتاب، مصداق شرك و بهمنزله كفر به تمام كتاب بهشمار آمده است. خداى متعال مىفرمايد:
وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مِنَ الْأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ[١].
آنان كه دانش كتاب را به آنان عطا كردهايم از آنچه برتو فروفرستادهايم خوشنودند، لكن برخى از احزاب بخشى از آن را انكار مىكنند. بگو: تنها مأموريت من اين است كه خدا را بپرستم و شريكى براى او نپذيرم و مردم را به سوى او فراخوانم كه بازگشت من به سوى اوست.
ازاينرو، در اسلام هرگونه التقاط در مقام اجراى سيستم حكومتى يا نظام فرهنگى يا سيستم اقتصادى و همچنين ساير اجزاى فقه كلان، مردود و محكوم است. جريان التقاط عملى از ديدگاه اسلام، به تعبير قرآن كريم، مصداق حقيقى و تام و تمام كفر و خروج از دايره اسلام و ايمان است. در آيه ذيل، التقاط در عمل به اسلام بهطور صريح، مصداق ارتداد و پيروى از شيطان دانسته شده و رفتارى منافقانه بهشمار آمده است. خداى متعال مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ\* ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ[٢].
[١] . سوره رعد: ٣٦.
[٢] . سوره محمد: ٢٥ و ٢٦.