فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٨ - واژه دوم «مُلك»
برخى از آيات فوق، افزون بر دلالت بر حصر حاكميّت در ذات اقدس حقّ متعال، بر گستره اين حاكميّت و اينكه قلمرو اين حاكميّت، كليّه رفتارهاى اختيارى است كه مورد اختلاف انسانهاست، دلالت دارد. نظير آيه پنجم:
أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
و نيز آيه هفتم:
وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ.
واژه دوم: «مُلك»
در قرآن كريم، واژه «مُلك» براى دلالت بر حصر حاكميّت در وجود خداى متعال به فراوانى بهكار رفته است. در اينجا اشاره به اين نكته بىفايده نيست كه واژه «مُلك» در قرآن كريم نظير ساير الفاظ و واژهها به همان معنايى بهكار رفته كه در زبان عرب در آن بهكار مىرفته است كه همان معناى سلطنت و حاكميّت است، بلكه مىتوان ادّعا كرد كه صريحترين واژه در دلالت بر معناى حاكميّت و سلطنت و قدرت سياسى، همين واژه «مُلك» است.
معناى لغوى واژه «مُلك»
راغب اصفهانى در بيان معناى واژه «مُلك» مىگويد:
«فالملك ضبط الشيء المتصرّف فيه بالحكم»[١].
مُلك كنترل كردن شيئى است كه تصرف حاكمانه در آن انجام مىگيرد.
[١] . راغب اصفهانى، المفردات، ص ٧٧٥