فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦٢ - واژه چهارم «ولايت»
فرمانروا و حاكم و رهبر سياسى در اختيار آنها نيست، وگرنه عقلًا و شرعاً وظيفه آنها بود كه خود نسبت به انتخاب ولى و حاكم و رهبر اقدام كنند؛ زيرا كارى است كه- حسب الفرض- در اختيار آنهاست و مقدمه لازم وظيفه خروج از حكم ظالم و رهايى از جور اوست.
عرضه نياز تعيين حاكم به خداى متعال در اين آيه، دقيقاً نظير همان درخواستى است كه بنى اسرائيل بهوسيله پيامبر خود از خداوند كردند:
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ...)[١].
آيا مشاهده نكردى جمعى از بنى اسرائيل را بعد از موسى، كه به يكى از پيامبرانشان گفتند: «زمامدار (و فرماندهى) براى ما برگزين، تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم» ...
عرضه اين نياز به پيشگاه خدا در اين آيات و آيه پيشين دليل روشنى است بر اينكه مسئله تعيين فرمانروا و حاكم تنها در اختيار خداوند متعال است و كسى جز خدا- حتى انبياء- اختيار چنين كارى را ندارند.
آيه هفتم:
از آيات متضمن واژه ولايت يا مشتقات آن، كه دلالت بر حصر حاكميت و مُلك در ذات اقدس حقتعالى دارد، آيه يكصد و چهل و نهم و يكصد و پنجاهم سوره آل عمران است:
[١] . سوره بقره: ٢٤٦- ٢٥١.