فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦٦ - واژه چهارم «ولايت»
نمود، پس هم او بهترين مولى و بهترين فرمانروا و حاكم است. بنابراين، جمله وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ نيز مىتواند قرينه ديگرى بر حصر مولويت و فرمانروايى در ذات اقدس حقتعالى باشد.
آيه هشتم:
از آيات ولايت كه بر انحصار حق حاكميت در خداى متعال دلالت دارد، آيه شصت و دوم سوره انعام است. خداى متعال مىفرمايد:
(ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ).
سپس آنان را به سوى مولاى حق آنان بازگرداندند، همانا حكم تنها از آنِ اوست و او سريعترين حسابرس است.
نظير اين آيه، آيه سىام سوره يونس است:
(وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).
بازگردانده شدند به سوى خداوند مولاى حقّ آنان و تباه شد آنچه- از مولايانى كه- به افتراء و دروغ مىپذيرفتند.
در آيه شصت و دوم سوره انعام- آيه نخستين- خداى متعال خود را به عنوان مولاى حق معرفى مىكند و سپس تأكيد مىفرمايد كه حكم، تنها از آنِ اوست. اين آيه به روشنى بر حصر حاكميت و مولويّت مُلك و فرمانروايى در ذات اقدس حقتعالى دلالت دارد.