فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٨٠ - جهانبينى سياسى مبتنى بر اعتقاد به خداى فعال
مىشناسد، جهانبينى سياسى و سرانجام نظريات سياسى معتقد به «حق/ زور» را در عرصه مباحث سياسى نتيجه مىدهد.
از آنچه تاكنون گفتيم مىتوان نتيجه گرفت آن دسته از نظريههاى سياسى يا فلسفههاى سياسى يا تئورىهاى سيستم سياسى كه مبتنى بر قاعده «زور/ حق» اند و نيز آن دسته از نظريهها و فلسفهها و سيستمهاى سياسى كه وجود خدايى را كه حقّ حاكميّت سياسى (حق امر و نهى و تدبير) حق ذاتى اوست، در نظر نگيرند، خواه ناخواه مبتنى بر جهانبينى الحادىاند؛ خواه جهانبينى الحادى صرف، يا جهانبينى الحادى مندرج در ضمن جهانبينى الهى مبتنى بر اعتقاد به خداى غير فعال.
جهانبينى سياسى مبتنى بر اعتقاد به خداى فعال
جهانبينى مبتنى بر اعتقاد به خداى فعال، يعنى پروردگارى كه حكيم و كامل على الاطلاق است، و جهان هستى را با اراده و سرانگشت تدبير حكيمانه و عادلانه خويش مديريت مىكند.
از اين نوع جهانبينى عمومى، جهانبينى سياسى معتقد به ذاتىبودن حقّ حاكميّت الهى سرچشمه مىگيرد. در اين جهانبينى سياسى، حقّ حاكميّت براى خداى متعال، حقّ ذاتى است. استنتاج اين حقّ ذاتى را از جهانبينى عمومى مىتوان در چند بند خلاصه نمود:
١. خداى متعال، آفريننده جهان و انسان است؛
٢. آفريده هر آفرينندهاى، ذاتاً مملوك اوست؛ زيرا نتيجه و محصول كار اوست؛
٣. هر مالكى، ذاتاً حق تصرف در مملوك خود را داراست؛ زيرا نتيجه طبيعى مالكيت، حق تصرف در مملوك است؛