فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦ - ١ سياست
«علم سياست به صورت يك نظام تجربى، عبارت از مطالعه چگونگى شكلگرفتن قدرت و سهيم شدن در آن است و عمل سياسى، عملى است كه بر اساس قدرت انجام مىگيرد»[١].
رابرت أ. وال[٢] مىگويد:
«ارسطو و وبر و لاسول و تقريباً تمام ديگر دانشمندان علم سياست توافق دارند كه روابط سياسى، يعنى سلسله روابطى كه شامل قدرت، حكومت يا اقتدار مىباشد»[٣].
به نظر مىرسد مقصود از قدرت و اقتدار و حكومت در عبارت فوق كه محور مفهوم سياست تلقّى شده و به دانشمندان علم سياست نسبت داده شده، اقتدار و قدرت سياسى است كه همان امر و نهى و جايگاه برتر است كه جايگاه امر و نهى و تدبير و تنظيم شئون و روابط مردم است و لذا مىتوان اين تلقى را از مفهوم سياست نيز در راستاى همان تفسيرى از سياست دانست كه در عبارت اهل لغت آمده بود.
برترى قانونى- يا به تعبيرى: تشريعى- يك اراده بر ارادههاى ديگر، همان جايگاه امر و نهى است و قدرت و اقتدار سياسى نيز بههمين معناست، نه به معناى زورمندى يا اقتدار و قدرت فيزيكى كه ممكن است افراد متعدّدى در جامعه از آن برخوردار باشند، بدون آنكه از اقتدار و قدرت سياسى به معناى جايگاه قانونى امر و نهى و تدبير و تنظيم امور جامعه برخوردار باشند.
اين اقتدار يا قدرت سياسى كه به معناى جايگاه برتر قانونى ارادهاى نسبت به ارادههاى ديگر است و در جايگاه امر و نهى تجلّى مىكند، همان است كه مورد توجه
[١] . رابرت دال، مترجم: حسين ظفريان، تجزيه و تحليل سياست، ص ٧ و ٨.
[٢] .Robert A .Wall .
[٣] . رابرت دال، مترجم: حسين ظفريان، تجزيه و تحليل سياست، ص ٨.