فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦٢ - دسته اول
آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد؛ و اين (تفرقهجويى) به خاطر انحراف از حق بود؛ و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معينى (زنده و آزاد) باشند، در ميان آنها داورى مىشد (و به كيفر خود مىرسيدند)؛ و كسانى كه بعد از آنها وارثان كتاب شدند نسبت به آن در شكى توأم با بدگمانىاند!\* پس به همين خاطر تو (نيز آنان را به سوى اين آيين توحيدى) دعوت كن و آنچنان كه مأمور شدهاى استقامت نما، و از هوى و هوسهاى آنان پيروى مكن، و بگو: «به تمام كتابهايى كه خدا نازل كرده ايمان آوردهام و مأمورم در ميان شما عدالت را اجرا كنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ (نتيجه) اعمال ما از آن ماست و (نتيجه) اعمال شما از آن شما؛ خصومت شخصى در ميان ما و شما نيست؛ و خداوند ما و شما را (در قيامت) جمع مىكند، و بازگشت (همه) به سوى اوست».
خلاصه مطالبى كه از اين آيات استفاده ميشود، عبارت است از:
١. خداى متعال در طول تاريخ بشر از دوره نوح (ع) تاكنون همواره قانون و شريعتى براى زندگى سالم و سعادتمند بشر نازل كرده و پيامبرانى را براى عمل به اين قانون و شريعت و رهبرى مردم بر اساس آن فرستاده است.
٢. در آيه آخر از آيات فوق چهار دستور از سوى خداوند به رسول خدا (ص) صادر شده است:
الف) (فَلِذلِكَ فَادْعُ).
بدين راه و قانون و شريعتى كه خداوند بر تو فرستاده است، مردم را فرا بخوان، اين فراخوانى همان است كه در آيه ديگرى به آن اشاره شده است: