فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣١٣ - واژه هفتم «اختيار»
و خداى تو مىداند آنچه آنان در سينه پنهان دارند و آنچه را آشكار مىكنند\* و اوست خداوند و خدايى جز او نيست، ستايش مخصوص اوست در دنيا و آخرت، و حكم مخصوص اوست و به او بازخواهيد گشت.
كلمه «يختار» در آيه نخست به معناى گزينش است و گزينش به معناى تعيين بهترين از ميان هر دو چيز يا بيش از آن است. ابوهلال عسكرى، لغتدان معروف عرب ميگويد:
«الاختيار: ارادة الشيء بدلًا من غيره ...
اختيار: خواستن چيزى است به جاى چيزهاى ديگر- تا آنجا كه ميگويد:-
وأصل الاختيار: الخير، فالمختار هو المريد لخير الشيئين في الحقيقة أو خير الشيئين عند نفسه من غير إلجاء و اضطرار»[١].
و ريشه اختيار: خير است، پس مختار كسى است كه از بين دو شيء بهترين آنها را در حقيقت يا نزد خود مىخواهد بدون اجبار و اضطرار.
نزديك به همين تعريف را راغب اصفهانى در المفردات بيان ميكند و ميگويد:
«و الاختيارُ: طلب ما هو خير و فعله، و قد يقال لما يراه الإنسان خيراً، و إن لم يكن خيراً»[٢].
و اختيار: خواستن و انجام دادن بهترين است، و گاه به آنچه انسان آن را بهترين مىپندارد خير مىگويند اگرچه در واقع خير نباشد.
[١] . ابوهلال عسكرى، الفروق اللغوية، ص ١٠١.
[٢] . راغب اصفهانى، المفردات، ص ٣٠١.