یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٥٨
باب چهارم در امر به معروف و نهی از منکر کردن سلاطین است.
٥٦. در شرایع و بعضی دیگر از کتب فقهیه در مسئله قبول حکومت از طرف جائر و ظالم گفتهاند که: این امن اعتماد ما یحرم و قدر علی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر استحبت. و بعضی مثل شهید ثانی گفتهاند: وجبت.
٥٧. در میان اهل تسنن شایع است که امر به معروف را حسبه بنامند، مثل آنچه از احیاء علوم الدین و از الاحکام السلطانیه و از معالم القربه فهمیده میشود، و از علمای شیعه از لغویین طریحی در مجمع میگوید: الحسبة الامر بالمعروف و النهی عن المنکر (با اینکه در حدیثی حسبه به این معنی نیامده و بنای طریحی بر این است که لغات کتاب و حدیث را بیان کند) و از فقها، شهید اول محمد بن مکی در دروس کتاب «امر به معروف» را بعد از کتاب جهاد کتاب الحسبه خوانده و بعد کتاب المحارب و کتاب المرتد و کتاب القضاء را آورده است. از محدثین، فیض کاشانی فقط کتاب جهاد و کتاب امر به معروف و کتاب حدود و تعزیرات را کتاب الحسبه خوانده است.
متأخرین فقها اخیراً شئونی را که فقیه ولایت دارد امور حسبیه خواندهاند و چون آن شئون همه شئون حاکم است بالاختصاص و باید به اجازه حاکم شرعی باشد به خلاف امر به معروف و نهی از منکر، مگر آنجا که احتیاج به جراحت و قتل باشد، باید گفت امور حسبیه منهای حسبیه، و حتی نراقی که نسبتاً احصاء کرده موارد ولایت فقیه را، این قسمت را ظاهراً ذکر نکرده است، لهذا وجه تسمیه کاملًا بر ما روشن نشد.
٥٨. در جواهر در ذیل این حدیث که میگوید: انما هو علی القوی المطاع میگوید:
انه مع بسط یده (امام) الواجب علیه جمیع افراد الامر بالمعروف التی منها الجهاد و قتال البغاة و اقامة الحدود و التعزیرات و رد المظالم العامة و الخاصة و غیر ذلک مما لایقوم